‏نمایش پست‌ها با برچسب معجزه پیامبر حرکت جمادات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب معجزه پیامبر حرکت جمادات. نمایش همه پست‌ها

۱۹ مرداد ۱۳۸۸

معجزه پیامبر حرکت جمادات که علی قسم خورده که آن رادیده است

خطبه قاصعه
خطبه 192 بخش بيست ودوم
وَ لَقَدْ كُنْتُ مَعَهُ ـ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ـ لَمَّا
أَتَاهُ الْمَلاَُ مِنْ قُرَيْش، فَقَالُوا لَهُ: يَا مُحَمَّدُ، إِنَّكَ
قَدِ ادَّعَيْتَ عَظِيماً لَمْ يَدَّعِهِ آبَاؤُكَ وَ لاَ أَحَدٌ مِنْ
بَيْتِكَ...
هنگامى كه مهتران قريش نزد وى آمدند، و گفتند: «اى محمد (ص) تو دعوى كارى
بزرگ مى‏كنى كه نه پدرانت چنان دعويى داشتند، نه كسى از خاندانت. ما چيزى
را از تو مى‏خواهيم اگر آن را پذيرفتى و به ما نماياندى، مى‏دانيم تو
پيامبر و فرستاده‏اى و گرنه مى‏دانيم جادوگرى دروغگويى.» گفت (ص) : «چه
مى‏پرسيد» گفتند: «اين درخت را براى ما بخوان تا با رگ و ريشه برآيد و
پيش روى تو در آيد.» گفت (ص) : «خدا بر هر چيز تواناست . اگر خدا براى
شما چنين كرد، مى‏گرويد، و به حق گواهى مى‏دهيد» گفتند «آرى.» گفت: «من
آنچه را مى‏خواهيد به شما نشان خواهم داد. و من مى‏دانم شما به راه خير
باز نمى‏گرديد . و در ميان شما كسى است كه در چاه افكنده شود و كسى است
كه گروهها را بهم پيوندد و لشكر فراهم آورد.» سپس گفت (ص) : «اى درخت اگر
به خدا و روز رستاخيز ايمان گرويده‏اى و مى‏دانى من فرستاده خدايم با رگ
و ريشه از جاى برآى، و پيش روى من در آى به فرمان خداى.» پس به خدايى كه
او را به راستى بر انگيخت، رگ و ريشه درخت از هم گسيخت و از جاى بر آمد
بانگى سخت‏كنان و چون پرندگان پرزنان تا پيش روى رسول خدا (ص) بيامد، و
شاخه فرازين خود را بر رسول خدا (ص) گسترد، و يكى از شاخه‏هايش را بر دوش
من آورد، و من در سوى راست او (ص) بودم. پس چون آنان اين ـ معجزه ـ را
ديدند، از روى برترى جويى و گردنكشى گفتند : «بگو تا نيم آن نزد تو آيد و
نيم ديگر بر جاى ماند.» پس او درخت را چنين فرمان داد و نيم آن رو سوى او
نهاد، پيش آمدنى سخت شگفت‏آور، و با بانگى هر چه سخت‏تر. چنانكه مى‏خواست
خود را به رسول خدا (ص) بپيچد. پس آنان از روى ناسپاسى و سركشى گفتند:
«اين نيم را بفرما تا نزد نيم خود باز رود چنانكه بود» و او درخت را چنان
فرمود. پس درخت باز گرديد و من گفتم: لا اله الا الله، اى فرستاده خدا من
نخستين كسم كه به تو گرويد، و نخستين كس كه اقرار كرد كه درخت آنچه را
فرمودى به فرمان خدا به جا آورد. تا پيامبرى تو را گواهى دهد و گفته تو
را بزرگ دارد.»
پس آنان گفتند: «نه كه ساحرى است دروغگو، شگفت جادوگر است، و چه آسان است
كار او. و چه كسى تو را در كارت تصديق كند جز او» (و قصدشان من بودم) .
من از مردمى هستم كه در راه خدا از سرزنش ملامت‏كنندگان باز نمى‏ايستند.
نشانه‏هاى آنان، نشانه راستكاران و سخنشان، گفتار درست كرداران.
زنده‏داران شبند ـ به عبادت ـ و نشانه‏هاى روزند ـ براى هدايت ـ چنگ در
ريسمان قرآن زده‏اند و سنت خدا و فرستاده او را زنده كرده‏اند. نه بزرگى
مى‏فروشند، و نه برترى جويى دارند، نه خيانت مى‏كنند و نه تبهكارند.
دلهاشان در بهشت است و تن‏هاشان را به كار ـ عبادت ـ وامى‏دارند